دیباچه : "دو مقدمه جامع بر قرآن کریم و نهج الفصاحه"
دو مقدمه جامع بر قرآن کریم و نهج الفصاحه
بقلم : ابو القاسم پاینده
به کوشش : فضل اله خلیلی
شرحی از زندگی مرحوم ابو القاسم پاينده: مورخ، نويسنده و مترجم قرآن مجید
بدون ترديد، پيرامون شخصيت علمي مرحوم پاينده نوشتن مطلب كار ساده اي نيست، اظهار نظر راجع به كسي كه خود قلم سحرآميزي داشت و از اطلاعات و مطالعات فوق العاده زياد برخوردار و به زبان هاي عربي و فرانسه تسلط كامل داشت، حقيقتاً اگر كار مشكلي نباشد ولي براي هر كسي هم مقدور نيست. در اينجا سعي شده است كه راجع به پاينده از نوشته هاي خود او استفاده شود و براي كامل كردن بعضي از زواياي زندگی ایشان، از نقل قول ونوشته هاي كساني كه با او محشور بوده يا راجع به شخصيت علمي اش قلم فرسائي کرده اند، استفاده گردد. به عبارت ديگر در ابتداء از پاينده به پاينده در معرفي او استفاده شده.
پاینده براي مردم اين شهر نه اينكه غريبه نيست بلكه بسيار هم شناخته شده است. او در بين اديبان و مورخان،روزنامه نگاران و سياستمداران يك قرن گذشته چهره اي آشناست و اهل مطالعه قطعاً با آثار او آشنا هستند. اين چند خط را براي آيندگان مي نويسم تا با خواندن آن ترغيب شوند و سراغ كتابهايش بروند و او را از نوشته هايش بشناسند. در حقيقت اين كليدي است براي بازكردن قفلي كه آيندگان با آن اين كار را خواهند كرد.
آقاي ابوالقاسم پاينده فرزند محمدرضا در سال 1290 خورشيدي در نجف آباد متولد شد. كمتر از شش سال داشت كه با قرآن و كتاب آشنا شد. از آموزش هاي اوليه مادر بزرگش چنين ياد مي کند: مدتها پيش از آنکه چشمم با جادوي الفبا آشنا شود، گوشم با زمزمه هاي مادر بزرگ مانوس بود. بيشتر روزِ من کنار او مي گذشت، هر روز ساعت ها کنار آن ديوار گِلي، پاي چرخ پنبه ريسي، چون پرستشگر معبد سومنات، زانو مي زدم و او فرصت داشت که حافظه انباشته هاي کهنسالش را قطره قطره در حافظه من بريزد.
دوران تحصیل:
پاينده پس ار آن راهي مكتب شد. مكتبخانه او در ميدان مركزي شهر بود. از سيدمحمدعلي خوشنويس، معلم مكتبي اش، و تعلیم در آنجا مطالب زیادی دارد. در نوشته هایش می خوانیم:«در همه سالهای کودکی چنان در حصار اطاعت مادر و جذبه پدرو بیم معلم بودم که گفتی جانم را چون پای دختران چینی در قالب آهن کرده اند..».
سپس به ارشاد مرحوم حاج شیخ احمد حججی راهي حوزه علميه اصفهان گرديد و در مدرسه جده بزرگ به عنوان طلبه پذيرفته شد. او در كار درس و بحث، تلاش وکوششي توصيف ناپذير داشت و از استعداد خارق العاده و هوش سرشاري نيز برخوردار بود. تمام اوقات خود را به مطالعه مي گذراند وقتهاي خالي را در کتابخانه ها وکتابفروشي ها در پي يافتن کتاب جديد بود، ازيادداشتهايش بخوبي و بجا استفاده ميکرد. حافظه اش مثال زدني بود. از يکي از هم شاگردي هايش که مسئوليت اداره معارف را عهده دار بود و اکنون در قيد حيات نيست، نقل شده است که :
در دوران طلبگي در اصفهان مشغول يادگيري صرف و نحو عربي بود که صحبت ازهزار بيت اشعارعربي ابن مالک مصري ( معروف به الفيه ابن مالک )که براي تسريع در يادگيري صرف و نحو عربي سروده شده است. صحبت به ميان آمد. استاد ياد آور شد که، هرکس الفيه ابن مالک را حفظ کند در درس او قبول و از امتحان معاف خواهد شد. چند روز بعد هنگامي که طلاب در مدرَس مشغول درس و بحث بودند، آشيخ ابوالقاسم از استاد اجازه خواست تا اَلفيِه ابن مالک را از حفظ بخواند و بلا فاصله شروع به خواندن اشعار کرد. که تحيّر همگان را برانگيخت، ضمنا گفت که اگر مايليد از آخر به اول بخوانم.
پاينده از خاطرات آن دوران چنين مي نويسد: «آن سالهاي دور، دركار درس و بحث تلاش مداوم و بي آرام داشتم و بسيار مي شد كه به انباشتن هر چه بيشتر مغز از مايه كتابها شبم به روز مي پيوست و صبحدم بركتاب به خواب مي رفتم و در اين تلاش مستمر و احياناً ملال آور مشعل دور و فروزاني را كه مايه همه خوابهاي كودكي من بود آشكار مي ديدم.»
در اصفهان دروس معمول صرف و نحو زبان عربي وقفه و اصول و بلاغت را نزد استادان آن زمان آموخت، اما اين دروس او را اقناع نكرد و در جهت يادگيري فلسفه قدم برداشت. منظومه ومنطق منظومه حكمت سبزواري را نزد شيخ محمود مفيد خواند و با ثبات قدم به يادگيري فلسفه ادامه داد. كتاب اسفار ملاصدرا را نزد شيخ محمودمفيد وشيخ محمدگنابادي فرا گرفت. شرح آموزش هاي فوق را بهتر است از زبان خود او بشنويم:
«مطالبي از اين گونه كه گفتم خاطر روز افزون مرا اقناع نمي كرد و چون تشنه استسقاء زده هردم عطشم مي فزود، در جستجوي آفاق تازه بودم و پنداشتم اين عرصه تازه را در فلسفه مي توان يافت. در آن روزها فلسفه براي گروهي خاص تدريس مي شد و همه را بدان دسترسي نبود و چه تبليغي در محافل بقول روزنامه هاي رسمي بر ضد فلسفه مي شد! مي گفتند:كفر و زندقه است، مايه حيرت وضلال است معتقدات انسان را سست مي كند، راهي است كه به جنون مي رسد...بدتر از همه مي گفتند، فلسفه شوم است و متفلسفان عاقبت خوشي ندارند وگويي راست مي گفتند».
شيخ محمد گنابادي نيز اسفار را از نيمه سِفردوم درس مي داد آن جا نيز هفته اي چند بي كتاب بودم و هرشب به خواب مي ديدم كه در گوشه خلوتي كيسه پولي يافته ام اما هرگز تعبير نشد. ميرازمحمد نامي... كه به درس شيخ مي آمد و از دهات لنجان بود كتاب داشت و روزها بدان احتياج نداشت، بناشد پيش از ظهر و پس از درس، اسفار را از او بگيرم و اول شب به خانه اش برسانم، خانه او نزديك مدرسه نيم آورد بود كه تا مقرّ من كمتر از 2 كيلومتر راه نيست و من مدت چهارسال هر شب اين راه را مي رفتم و باز مي گشتم تا بيشتر اسفار اربعه را پيش شيخ محمد گنابادي و شيخ محمود مفيد به سر بردم. هم دوره من، سلطان حسين گنابادي بود و استاد همائي پيش از من در محضر شيخ اسفار را خوانده بود.
همزمان با آموختن صرف و نحو، فقه، اصول، بلاغت، منطق و فلسفه، به ادبيات روي آورد كه به آن علاقه وافري داشت.
او معتقد بود كه «ميراث مشرق زمين در زمينه ادبيات و هنر چنان پر مايه و سرشار است كه دست كم در اين عرصه نيازمند دريوزگي مغرب زمين نيستيم». او براي آن كه بتواند ادبيات غرب را مطالعه كند، به فكر يادگيري زبان فرانسه و انگليسي افتاد و در اين راه از افراد مختلفي استفاده كرد.
«ياد دارم، در آن سالهاي خيلي دور كه با خطر و عُسرت چيزي از زبان فرانسه را پيش آقاي ژوزف كه در آن بالا خانه خيابان سپه روبروي چهلستون كلاسي داشت آموخته بودم وچون مرغك نوبال از پرواز در آفاق زبان تازه نشاطي داشتم. چه واسطه ها مي تراشيدم وچه انتظارها مي بردم تا كتابي از مدرسه آليانس به امانت بگيرم كه توشه شبي بود و باز روزها در انتظار تعويض كتاب به التهاب مي گذشت».
الف: فعاليت هاي اجتماعي:
1- روزنامه نگاری :
در اين زمانها بود كه به دليل سختي معيشت براي کار به چاپخانه حبل المتين اصفهان که از هندوستان آورده شده بود، راه پيدا کرد. سپس به نوشتن علاقه مند شد و اين شروع کار نويسندگي و روزنامه نگاري او شد که تا پايان عمر ادامه داشت. آن طوري كه از نوشته هايش بر مي آيد در روزنامه محلي" ارتنگ" كه گويا مُصوّر و فُكاهي بوده است مقالاتي مي نوشت و عجب است كه در همان روزنامه در مقاله اي از انتقادات پاينده به نظريات ابن سينا در مباحث فلسفي مطلبي به چاب رسيده بود و سخت به او تاخته بودند «او عملاً كار مطبوعاتي را از سال 1308 در روزنامه ي عرفان اصفهان آغاز كرد».
2- مشاغل اداری:
آقاي پاينده پس از اتمام دروس حوزوي در اصفهان، به تهران رفت و در وزارت پست و تلگراف و تلفن به كار دولتي پرداخت اما به نوشتن تمايل بيشتري داشت و در كوتاه زماني به عنوان نويسنده و روزنامه نگاري شناخته شده مطرح شد. وي سپس خود را از وزارت پست و تلگراف به وزارت معارف و اوقاف و صنايع مستظرفه كه علاقه و ميل ادبي و نويسندگي او را بهتر تامين مي كرد منتقل كرد و از اين راه بود كه به هنگام تاسيس اداره كل انتشارات و تبليغات و راديو(1326) مسئوليت آن به او واگذار گرديد و از روزنامه نگاراني چون: محمدحجازي، عبدالرحمن فرامرزي و حسينقلي مستعان در سِمَت خود بهره برد. مدتي نيز سر دبير مجله «تعيلم و تربيت» بود، درسال 1311در روزنامه هاي شفق سرخ و ايران نيز به انتشار مقاله مي پرداخت. پس از آن به دبيري فرهنگستان ايران منصوب گرديد.
او روزنامه نگاري چيره دست بود و مقالات سياسي، اجتماعي، ادبي، تاريخي خود را در نشريات ياد شده به چاپ مي رساند. در همين راستا بود كه در صف رجال سياسي كشور درآمد. شادروان پاينده امتياز هفته نامه ادبي سياسي اي را در سال 1324 گرفت و آن را با نام «صبا» منتشرکردکه از پر تيراژ ترين مجلات كشور بود در سال 1328 اين مجله با تيراژ30 هزار يكي از معروفترين مجلات كشور بود.که سرانجام در سال 1331 تعطيل شد.
3- نمایندگی مجلس موسسان:
نماینده دوره دوم مجلس موسسان که در سال (1328ش) تشکیل شد.
4- نمایندگی مجلس شورای ملی:
همچنين از1342/7/12 تا1346/7/12 و از1346/7/14 تا1350/6/6( در دوره هاي 21 و 22) به نمايندگي از طرف مردم نجف آباد به مجلس شوراي ملي راه يافت.
5- احداث کانال آبرسانی:
از فعاليتهاي چشمگير اوبراي مردم حوزه ماموريتش كه يادگاري گران قدر و دائمي بود، تلاش او در اخذ بودجه براي احداث كانالي سيماني بود که آب کشاورزي تمام قنوات نجف آباد را از منطقه کرون به شهرنجف آباد مي رساند.
«در دهه 40، خشكسالي و كمبود آب قنوات و به هدر رفتن آن در جوي قديمي (جوي شاه) مشكلات معيشتي زيادي را براي كشاورزان به بار آورد، لذا مسئولين كمسيون قنوات شهر به همراه نماينده مجلس شوراي ملي آن زمان (مرحوم پاينده) در جلسات متعددي با مسئولين شهر به فكر احداث كانالي افتادند». با تلاش مستمر و پيگيري هاي بي وقفه مرحوم پاينده، مسئولين وزارت آب و برق و سازمان برنامه، طرح ساخت كانال آب رساني تندران- نجف آباد به طول 32 كيلومتر را تصويب و تامين اعتبار كردند.
تهيه طرح و نقشه و ساخت كانال جديد چندي طول كشيد و سرانجام در سال 1347 به اتمام رسيد و در بهمن ماه همان سال تحويل مسئولين قنوات گرديد. كانال مذكور از اقدامات نادر آن زمان بود كه كمك فوق العاده اي را به کشاورزان كرد و آب كليه قنوات دشت كرون را در محل (هفت لتي)، واقع در غرب اميرآباد فعلي وارد شهر ميكرد و هنوز هم مورد بهره برداري است.
6- شرکت درکنگره اسلامي مکه:
در سال 1344خورشیدی، آقاي پاينده به عنوان نماينده ايران در«كنگره اسلامي مكه» به اتفاق آقاي كمره اي سالار نمايندگان ايران در مراسم حج وآقاي مشايخ فريدني سفير ايران در عربستان سعودي شركت كردند. بايد يادآور شوم كه مقابر 4 امام(ع)در قبرستان بقيع با روي كار آمدن آل سعود و قدرت گرفتن و هابيان، تخريب و موجب ناراحتي عموم مسلمانان و خصوصاً شيعيان ايران شد و گفته اند كه در ايران آن زمان چند روز عزاداري و عزاي عمومي بوده است. بنا به گفته پاينده: در سال1330 محمدرضاپهلوي پس از مراسم عمره و طواف كعبه و زيارت حرم پيغمبر (ص) پس از زيارت بقيع، غمي سنگين به خاطر داشته و وقتي قبور ائمه را ديده بود كه مساوي زمين شده اند،گفته بود كه اميدوارم برغم مشكلات موجود، روزي براي اين مقابرپاک بناهاي يادگاري كه شايسته معصومان و امامان شيعه باشد بسازم.
پاینده می نویسد: در آن سال (1344ش) از طرف ايران به «كنگره اسلامي مكه» رفتم در هواپيما از تهران تا جده پيوسته در انديشه بودم كه آيا مي شود در آن ظلمات تعصب راهي جست و دست كم يك قدم سوي مقصود رفت (ساخت بنا بر روي قبور4 امام). پيش از حركت از تهران با آقاي آرام كه آن وقت وزيرخارجه بود در همين زمينه گفتگويي داشتيم و او نيز به تبع اراده شاهنشاه در اين باب تاكيد داشت، اما اميد نزديك نداشت. مي گفت «بايد آهسته آهسته زمينه اي فراهم آورد» حق داشت. در مكه نيت خود را با آقاي كمره اي كه سالار نمايندگان ايران بود در ميان گذاشتم. اين مرد روشن بين كه در بسط و رواج معارف اسلامي غيرت و حميت بسيار دارد، انديشه مرا تائيد كرد اما گفت «نمي دانم با ملاهاي وهابي چه مي شود كرد؟ مگر خدا گره اي بگشايد». راست مي گفت مذهب وهابي شعبه اي از همان مذهب حنبلي ست كه به دست ملايي به نام محمدبن عبدالوهاب در نجد سامان گرفته و دلبستگي مفرط به ظاهر نص را با خشونت بدوي در آميخته و نمونه خشونت و سرسختي است. به اعتقاد وهابيان بناي يادگار مقابر، نمودار بت پرستي است يعني كفر والحاد و به تبعيت از اين پندار در همان يورش اول كه نفوذ آنها بر حجاز استقرار يافت در بقيع قبر امامان شيعه و دختر پيامبر(ص) را با خاك يكسان كردند و قبر پيغمبر نيز مصون نماند. كساني كه به فيض زيارت آن رسيده اند، ديده اند كه قبر شريف هم سطح زمين است و برابر آن حايلي آهنين هست و زائران مشتاق از دريچه تنگ، زمين مسطح را كه پيكر پاك را به برگرفته به زحمت توانند ديد و بوسه شوق بر حايل آهنين،كيفر تازيانه نقد را دارد. با چند ملاي وهابي از ياران كنگره در اين باب گفتگوها داشتيم و به نظر آنها حرمت بناي قبور همسنگ بديهيات بود، بايد گفت كه پندارهاي نادرست اخلاقي و فلسفي و مذهبي، زائيده ذوق و سليقه و اقليم و تغيير آن فقط در زمانهاي بسيار دراز میسر است.
در جاي ديگر نوشته اند كه آقاي پاينده با اتفاق مشايخ فريدني سفير ايران. در عربستان هنگام زيارت به زوار بي سرپناه و پريشان ايراني كه توسط حمله داران پول پرست و سودجو به امان خدا رها شده بودند و در وضع ناهنجاري به سر مي بردند برخوردند و از وضع اسفبار آنها بي اندازه شرمنده شدند. پاينده پس از بازگشت و ارائه گزارش، اين وضع ناهنجار را براي مسئولين اوقاف وقت بازگو مي كند، لذا شاه براي حفظ حيثيت ايران و ايراني خواستار نظم و ترتيبي در اعزام زوار ايراني مي شود و از آن زمان است كه اداره حج و اوقاف در انتخاب مسئولين كاروانها و نظارت بر كارشان در تهيه مسكن و خوراك مناسب و وسيله نقليه و غيره، نظم و نسق جديدي را پيش مي گيرد.
ب : تالیفات و ترجمه ها:
" آقاي پاينده در دولت دكترمصدق منزوي شد و از آن پس يكسره به كار ترجمه كتابها از عربي و فرانسه به فارسي پرداخت. »تاريخ طبري را در 16جلد» از عربي به فارسي ترجمه كرد و نيز «قرآن مجيد» را كه در سال 1336 برنده جايزه سلطنتي بهترين كتاب سال شد ترجمه کرد.
پاينده در زمينه تاريخ اسلام و عرب يكي از صاحب نظران به شمار مي رفت. نثر ترجمه هاي فصيح وجذابي که از عربي به فارسي به عمل آورده در عين امروزي بودن بعضا به متون کهن فارسي شباهت دارد. زيبائي و دلنشيني متون ديني و تاريخي به شهادت متفكران دليل اين مدعاست. در قلمرو فرهنگ ديني و معارف اسلامي، ترجمه قرآن كريم و جمع آوري و ترجمه احاديث پيامبر (ص)«نهج الفصاحه» همواره مورد ستايش اهل نظر بوده است.
وي سپس به كار نوشتن داستان و جمع آوري مقالات و نوشته هايش در مطبوعات پرداخت و كتاب (در سينماي زندگي )كه مجموعه داستان بود را تهيه كرد که نويسندگان آن عصرآن را يك شاهكار ادبي و بهترين مجموعه داستاني كه تا آن زمان به فارسي نوشته شده بود، معرفي كردند. پاینده، كار نويسندگي و ترجمه را تا پايان عمر كنار نگذاشت.
آقاي پاينده در طول حيات خود به نوشتن، ترجمه و تاليف 41 اثر پرداخته كه مجموع چاپ شده و نشده آن بيش از 60 جلد كتاب را بالغ مي شود، علاوه بر آنها مقالات زيادي در روزنامه هاي آن عصر نوشته است،گذشته از همه آنها، انتشار مجله صبا بود كه 6 سال به طور دائم و مرتب هر هفته چاپ و منتشر مي شد.
چهار مورد از آثار آقاي پاينده كه از آن در جاهاي مختلف يادشده و خود نيز به آن اشاره كرده است چاپ نشده است. نخست، دست نوشته هاي ايشان راجع به امام علي (ع) و دوم كتابي با نام" ريشه يابي3 هزار لغت فُرس ساساني در زبان و ادبيات عرب" و دو اثر ديگر که فقط نام آنها را مي دانيم و از محتواي آن بي خبريم. ناگفته نماند كه اين چهار اثر و بسياري از دست نوشته هاي پاينده به همراه حدود 32000 جلد كتاب نفيس خطي و چاپي او در سال 1365توسط اشخاص ناشناس از انبار شوهرخواهر ايشان در يكي از گاراژهاي خيابان شوش تهران كه در دو اطاق بايگاني شده بود برده شدند، شكايت بستگان ايشان براي پس گرفتن كتابها به نتيجه اي نرسيد.
پاينده داستان نويسي بود خلاق با مطالعاتي وسيع که قلمي سحر آميز و ذهني طنزپرداز ونثري روان داشت، او قصه هاي شيريني را از خود به يادگار نهاده است که بيشتر زندگي مردم اطراف خود و ديارش را به تصوير کشيده و در آنها واقعيت هاي طنز آميزي را همراه دردها ومشقتهاي مردم آن روزگار از ناامني، بي چيزي و ظلم حکام وغيره به نمايش گذاشته است. صاحب نظران، داستانهاي او را در رديف بهترين داستانهاي كوتاه ادبيات معاصر جاي داده اند كه بسياري از آنها به زبانهاي بيگانه ترجمه شده است. او روزنامه نگاري چيره دست بود، نثري روان و بي غلط داشت و گذشته از مقالات اجتماعي، ادبي و تاريخي سياسي كه در نشريات مختلف مي نوشته، ازمجله صبا به مديريت وي که در سالهاي پس از شهريور20 و تا سال30 منتشر مي شد و از معروفترين و پر تيراژترين مجلات كشور بود، بايد ياد كرد. روزنامه نويسي او را وارد گود سياست و رجال سياسي كشور كرد، اما بنابر نقل قول« او از دوران سياستمداري به عنوان سالهاي گُم شده زندگي خود ياد كرده و از آن دل خوشي نداشته.»
ج : آثار قلمی ابو القاسم پاينده :
الف :ترجمه ها
1 - ترجمه قرآن مجيد- 1جلد- برنده جايزه کتاب سال الهيات
2 - زندگاني محمد(ص)- محمد حسنين هيكل2 جلد- تاريخ
3 - نهج الفصاحه- احاديث پيامبر (ص)-2 جلد- حديث
4 -تاريخ (طبري)- الرُسُل والملوك- محمدبن جرير طبري-16-جلد- تاريخ اسلام
5 - التنبيه والاشرا ف – مسعودي-1- جلد- تاريخ اسلام
6 - مروج الذهب و معادن الجوهر- مسعودي- 2 جلد-تاريخ اسلام
7 - تاريخ سياسي اسلام- حسن ابراهيم حسن- 3 جلد-تاريخ اسلام
8 - تاريخ نوشته هاي جغرافيايي در جهان اسلامي- ايگناتي– ی- کراچکو فسکي - 1جلد برنده جايزه کتاب سال 79- تاريخ و جغرافيا
9- عصر ايمان- ويلي دورانت- جلد یازدهم - 1 جلد - تاريخ
10- سير تكامل عقل نوين- هرمن رندال- 2 جلد
11- تمدن اسلام- 1 جلد-تاريخ
12 -در آغوش خوشبختي- لُرد آوريبوري-1 جلد- تعليم و تربيت
13 -چرا فرانسه شكست خورد- آندره موروا - 1 جلد
14 -در جستجوي خوشبختي- لُرد آويبوري-1جلد -تعليم و تربيت
15 -تاريخ عرب- فيليپ حِتي- 2 جلد- تاريخ
16 -سخنان امام حسين (ع)- 1 جلد- حديث
17- سخنان محمد (ص)- 1 جلد- حديث
18- اسرار نيکبختي اوريزان- اسوت ماردن- 1جلد
19 - عشق و زناشويي- 1جلد
20- قوه عصبی
ب: نوشته ها
1- در سينماي زندگي داستان 1 جلد- انتشارات جاويدان
2 - مرده كشان جوزان داستان 1 جلد =
3 - دفاع از ملانصرالدين داستان 1 جلد =
4- جناب آقاي دكتر ريش داستان 1 جلد =
5 - ظلمات عدالت و 13 داستان ديگر داستان 1 جلد =
6 - علي ابرمرد تاريخ تاريخ 1 جلد
7 -كتاب املاء يا دستور نوشتن ادبيات 1 جلد
8 -داستانهاي برگزيده داستان 1 جلد
9- سه نامه از پيغمبر تاريخ 1 جلد
10- قاتل داستان 1 جلد
11- عشق مخفي داستان 1 جلد
12 -دخترك دهقان داستان 1 جلد
13- قضا و قدر = 1 جلد
14 -کليد گنج قرآن = 1 جلد
15 - مقالات متعدد روزنامه (عرفان، اطلاعات،كيهان، شفق، تعلیم و تربیت و...)
16- قلم انداز داستان 1 جلد
17 -کرانه با دريا = 1جلد
18- مفاهيم قرآني در حديث - گزيده اي از نهج الفصاحه به همراه طاهره صفار زاده- حديث= اجلد
ج: چاپ نشده ها:
1- ريشه يابي 3 هزار لغت فُرس ساساني در زبان و ادبيات عرب (گزارشي كه در روزنامه اطلاعات مورخه 21 بهمن ماه 1381 به اين موضوع پرداخته شده و آقاي خاتمي رئيس جمهور وقت به اين اثر جايزه داده است).
2- دست نوشته هاي پاينده راجع به حضرت علي(ع). شهسوار اسلام .
3- تاريخ كامل انديشه نو( ترجمه).
فوت: مرحوم ابوالقاسم پاينده عمري پر فراز و نشيب داشت كه بيشتر آن در مطالعه و نوشتن و قسمتي از آن نيز به كار سياست گذشت. درسالهاي پايان عمردر انزوا سپری میکرد و تمام وقتش را به تحقيق و ترجمه مي گذراند. به علت تأملات روحي و فشارهاي اجتماعي كه بر او وارد شده بود، چندي را در بيماري به سر برد و مدتي نيز در اغماء فرو رفت و در 18 مرداد 1363 دارفاني را وداع کرد و درگورستان ابن بابويهِ شهر ري در كنار مزار دختر خردسالش به خاك سپرده شد.[1] ياد اين مورخ و نويسنده توانا گرامي و روانش شاد باد
[1]- اطلاعات بکار رفته برگرفته ازکتابهاي": علي ابر مرد تاريخ، جناب آقاي دکتر ريش، نهجالفصاحه و ظلمات عدالت" و...... است. همچنين برخي از اطلاعات از : کتاب شبه خاطرات (دکتر بهزادي)- قرآن پژوهي (بها الدين خرمشاهي) - مقدمه ای به تاریخ و فرهنگ مردم نجف آباد و .....اخذ گردیده - برخي از اطلاعات در مورد شرح زندگي پاينده از آقاي ناصر قاهري گرفته شد.
بنام خدا
پیشگفتار:
کتابی که پیش روی خوانندگان عزیر قراردارد از دو قسمت متمایز تشکیل شده است.
1- مقدمه ای بر قرآن کریم:
مرحوم ابوالقاسم پاینده نوبسنده و مترجم توانای کشورمان پس از ترجمه قرآن کریم در سال 1336 خورشیدی، مقدمه مفصلی بالغ بر50 صفحه برآن نوشت. مطالب مندرج در این مقدمه با استفاده از آیات قرآن به طرز ماهرانه ای نگاشته شده که تحسین همگان را بر انگیخته و علاوه بر روانی و شیوائی منحصر بفرد، شان نزول آیات و چگونگی جمع آوری قرآن و اعجازاتی که درآن بکار رفته با همه ریزه کاری ها درآن بطور خیلی خلاصه بیان و نکته ای از این بحر بی پایان مغفول نمانده است. اهمیت مقدمه درکمی صفحات و بیان تمامی آنچه را که هر پژوهنده ای به آن نیازمند است باید جستجو کرد. برخوانندگان عزیر لازم است که چند وچندین بار آنرا بخوانند چراکه با هربار خواندن آن مطلب جدیدی ازقرآن خواهند آموخت.
كانون طبع و نشر قرآن نظرات 12 نفر از صاحب نظران از جمله: آقاي عبدالرحمن فرامرزي، مدير كيهان، آيت اله كمره اي، مولف كتاب قبله اسلام و چند كتاب دیگر در علوم مذهبي، علامه شيخ عبدالحسين ابن الدين، مدرس مدرسه عالي سپهسالار، دكتر رضازاده شفق، استاد دانشگاه، دانا سرشت، مترجم كتاب علم النفس شفاي بوعلي سينا، دكترعبدالحسين زرين كوب، استاد دانشگاه تهران، آقاي مدرسي چهاردهي، معلم دانشگاه تهران و مولف كتاب فلسفه اسلام، علامه حائري، علامه اميني، مولف كتاب الغدير، ابوالفضل لساني، دانشمند معروف، آقاي سيدمحمدباقرحجازي، نويسنده و صاحب مطالعات دقيق در مسائل مذهبي وآقاي صدربلاغي خطيب و دانشمند معروف و مولف دو كتاب برهان قاطع و قصص قرآن را در چاپ دوم آن آورده.
اظهار نظر بعضی از آنها در باره ترجمه و مقدمه بشرح زیر است: «صاحب نظر و قرآن پژوه معروف و معاصر،آقاي بهاءالدين خرمشاهي، ترجمه قرآن مجيد آقاي پاينده را ستوده و درباره وي چنين اظهار نظر ميكند: ....از ديگر ترجمه هاي مهم قرآن مجيد، ترجمه مرحوم ابوالقاسم پاينده است، كه مترجمي قهّار بود، و قلمي سحّار داشت و ترجمه هايش از تاريخ مروج الذهب مسعودي و سراسر تاريخ طبري و تواريخ ديگر مشهود است. ... ترجمه مرحوم پاينده خيلي دقيق و حساب شده و بدون آب و انشاء و ريخت و پاش بود. ترجمه محض و بدون افزايش و اضافات تفسيري. و چندان استوار و شيواست كه آقاي محمدخواجوي، كه يكي از بهترين ترجمه هاي قرآن مجيد را به دست داده اند بناي ترجمه خود را برترجمه پاينده گذاردهاند.
همچنین، شخصيت هايي چون آيت اله حاج سيد حسين بروجردي و آيت اله کاشف الغطاء ترجمه او را ستوده اند. در ضمن، محمد فرزان و آيت اله شهيد مطهري نقدي بر ترجمه پاينده نوشته اند که درمجله يغما شماره 118 به چاپ رسيده. پاینده در پايان مقدمه نيز منظور خود را از ترجمه قرآن مجيد چنين بيان مي كند: خدايا: من اين كوشش خاص تو كردم و اين رنج به وفاي آن نذری كه با تو داشتم بردم و از همه كسان رو بتو آوردم ودل بر تو نهادم و اميد به تو افكندم و از آن لطفهاي بيكران و نظرهاي پنهان كه ترا با بندگان هست اميد قوي دارم كه اين پيشكش ناچيز درپيشگاه عزيز تو بمعرض قبول افتد كه احراز رضاي تو اي خداي لايزال! مرتبتي ما فوق مرتبه هاست.
2- گرد آوری و ترجمه سخنان محمد(ص) نهج الفصاحه:
نام شادروان ابوالقاسم پاینده مترجم و دانشمند فقید برای محققان و پژوهشگران تاریخ اسلام نامی آشناست. او 15 عنوان کتاب در مجموعه پر ارزشی به تعداد چهل مجلد، از متون اصیل اسلامی چون« ترجمه قرآن مجید، ترجمه نهج الفصاحه (سخنان پیامبر)، زندگانی محمد(ص)، تاریخ و تمدن اسلامی و معرفی شخصیت علی بن ابی طالب (ع) و...» را ترجمه و تالیف کرده است. مرحوم پاينده چندين كتاب مهم در تاريخ عمومي اسلام را كه عموماً به طلوع و باروري آن مي پردازند از قبيل: مروج الذهب 2 جلد - تاريخ عرب 2 جلد - تاريخ سياسي اسلام 3 جلد- التنبيه و الاشراف 1 جلد و تاريخ طبري 16 جلد ترجمه مي كند. سپس دست به نگارش: سخنان حسين بن علي (ع) و زندگي امام علي(ع) می پردازد نام اين كتاب چنان كه خود در مقدمه كوتاهش مي گويد طرحي است براي كتابي مفصل درباره زندگي آن ابرمرد عالم انساني، و پاينده به انتشارش دست مي يازد. كه به قول یکی از مولفان: اميدوار كه بتواند حاصل چندين و چندساله تحقيقات و تتبعات خود را درباره اين شهسوار اسلام و ايمان تاليف و انتشار دهد که فرمان مييابد و فرصت نمي يابد. [1]
مرحوم پاینده پس از چند سال درس و بحث و مطالعه در تاریخ اسلام و تحقیق و پژوهش پیرامون سخنان محمد(ص) اقدام به جمع آوری گفتار آن بزرگوار نمود و تعداد 3227 حدیث از میان هزاران حدیث منتسب به ایشان با اتکائ به، علم انساب و رجال و درایه و سیره ومغازی و جدا سازی احادیث جعلی و سقیم از احادیث صحیح بانضمام 12خطبه و16 مورد از تمثیلات از سخنان ایشان فراهم کرد و با توسل به گفته پیمبر(ص)«انا افصح العرب» آنرا «نهج الفصاحه » نامگذاری و با نوشتن مقدمه کوتاهی برآن در سال 1316دفتر اولش را به چاپ رسانید. این کتاب شریف پس از مدت کوتاهی نایاب شد. او مجددا با نوشتن مقدمه ای کوتاه در سال 1324 اقدام به انتشار آن کرد و در نهایت با نوشتن مقدمه جامع و کاملی کل کتاب را بسال1336 به چاب رسانید. مقدمه گرانقدر و نفیس آن چکیده و خلاصه ای از مطالب تاریخ اسلام است که از 59 جلد کتاب بزرگ که از اُمّهات کتب تاریخ اسلامند گرفته شده که همگی به قرون ماضی مسطور شده اند.
او برای اولین بار پس از1300 و اندی سال از رحلت پیامبراکرم، کتاب نهج الفصاحه را که برگرفته از کلام همان بزرگوار است جمع آوری و خطبه های او را نیز به آن اضافه کرده و همه را یکجا به زیور طبع آراسته است. سخنانی که در طول قرون گذشته دستخوش جَعل و تَحریف قرارگرفته بود که شرح مفصّل و پُر فراز و نشیب آنرا باید از مقدمه آن خواند. این کتاب ارزشمند بعد از او چندین مرتبه چاپ و منتشر گردیده و انتشارات و افراد متعددی آن را با همین نام به چاپ رسانده. متاسفانه در سالهای اخیر بعضی نیز دخل و تصرف هایی در آن نموده وعلی رغم رسم معمول آنرا بنام خود به چاپ رسانده اند.که البته کار زیبنده ای نکرده اند.
بنابر نوشته مترجم در مقدمه كتاب: «تا اواخر قرن دوم به كوشش جاعلان، حديث منسوب به پيمبرفراوان شده بود و شماره آن به 600 تا 700 هزار مي رسيد». در ثلث دوم قرن سوم تنظيم مجموعه هايي از احاديث صحيح آغاز شد بُخاري از كل احاديث موجود آن عصر 7000 حديث را انتخاب كرد كه به پندار وي صحيح بود اما 3000 از آن مكّرر است، كُليني 16000 حديث صحيح را از مجموعه اي در كتاب خود آورد و اين بابويه (صدوق) 9000 حديث صحيح را انتخاب كرد و شيخ طوسي در التهذيب 13500 حديث را برگزيد و صاحب كتاب استبصار فقط 5500 حديث را صحيح و متعلق به پيامبر(ص) دانست».
پاينده با توجه به موارد ذكر شده و رعايت تمام مسائل و توسل به علم رجال و درايه، احاديث صحيح ازسقيم و سره از ناسره را جدا ساخت. او در مقدمه كتاب نهج الفصاحه که در تاريخچه حديث است، متني فوق العاده زيبا و روان ارائه داده كه خود كتابي جداگانه است و در آن از 59 اثر در موضوعات تفسير، حديث، تاريخ، رجال، و ... دهها كتاب بزرگ و كوچك ديگر استفاده كرده است. با مطالعه اين ديباچه، انسان در دنياي پر تلاطم و شگفت انگيز نقل حديث از زمان حيات پيامبر(ص) تا قرن سوم قرار ميگيرد و به فكر فرو مي رود كه چگونه در طول 3 قرن كلام جاري شده از لبان پيمبر(ص) دستخوش تحريف و ازدياد شده و به عبارت ديگر از هر 150 حديث بررسي شده فقط يكي متعلق به اوست:
مرحوم پاینده در مقدمه چاپ اول مینوبسد: « من این مجموعه را که سخنان یکی از مومن ترین مردان جهان جمع آوری کرده ام، به نسل حاضر ایران که در روشنائی عصر جدید برای احراز توفق و اثبات لیاقت نژاد ایرانی میکوشد ارمغان می فرستم و امیدوارم این سخنان بزرگ که تراوش یک روح نیرومند است برای تهذیب و تصفیه جوانان امروز که مردان فردا هستند، عاملی موثر باشد.»[2]
در مقدمه چاپ دوم مي نويسد:
« مسلمانان با مرگ پيامبر فراغي عظيم در معنويات خود يافتند كه براي پُركردنش به نقل بحث و تنظيم گفتار او پرداختند. خليفه دوم مسلمين عُمر از نقل حديث به شدت جلوگيري مي كرد، او رواج حديث را مايه بي رغبتي مردم به قرآن مي شمرد. حديث سازان هر كدام هدفي را تعقيب مي کردند. بسياري احاديث بتائيد شهرها و طايفه ها ساخته شدند، عده اي بتائيد فرقه خويش و تضعيف ديگران حديث مي ساختند، يهوديان و ترسايان نو مسلمان حديث مي ساختند. يعني براي جلب نظر اربابان به جعل حديث مي پرداختند. ابوداود نخعي، بشب همه نماز مي گذاشت و بروز روزه مي داشت، اما حديث مي ساخت.گويا از کنيز اوست که سئوال مي کنند مولاي توچه ميکند؟ مي گويد (: قائم الليل است و دائم الصوم ) شب تا به صبح نماز مي کند و روز تا به شام روزه مي دارد و دروغ مي گويد(منظور حديث ساختن است ).
عده اي نيز باحُسن نيت بقصد اعلاي دين يا ترويج قرآن و تهذيب اخلاق نقل حديث مي كردند، بعضي در فضل قرآن حديث مي ساختند تا مردم را به قرائت آن ترغيب كنند، برخي از جاعلان حديث قصه گويان بودند كه احاديثي قصه وش مي ساختند. طبع مردم افسانه دوست بود كه اين احاديث قصه گونه را مي پذيرفت و رواج مي داد. اما چيزي كه بيشتر از همه موجب جعل و اشاعه حديث بود حكام بني اميه بودند، كه با پرداخت درهم و دينار به مسلمانان ناآگاه و كم ايمان ولي پول دوست به بزرگ كردن خاندان بني اميه مي پرداختند. «کار بجائي رسيده بود که فردي مانند شمربن ذي الجوشن ذبابي کلابي قاتل فرزند پيمبر نيز در مسجد کوفه مي نشست و بنقل حديث مي پرداخت»[3].
در زماني كه خلفا، مسلمانان را از نقل حديث برحذر مي داشتند، بسياری به جستجوي حديث درست و سماع از راوي راستگو به شرق و غرب سفر مي كردند، از مدينه به مصر و شام و گاه تا فرغانه و سمرقند مي رفتند و محنت سفر را كه در آن روزگار نمونه سَقَر بود در راه اين مقصد بزرگ آسان مي شمردند.
جابربن عبداله انصاري صحابي معروف از مدينه به مصر و شام رفت تا حديثي را كه عبداله بن انيس جُهني از پيامبر روايت مي كرد از او بشنود و هم او از مدينه تا مصر سفر كرد تا از عقبه بن عامر حديثي فراگيرد. در مسجد دمشق يكي پيش ابودرداء آمد و گفت: (از مدينه آمده ام تا حديثي را که از پيمبر روايت مي کني از تو بشنوم)، نکته اينجاست که هم جابر و هم آن مرد مدني، حديث مطلوب را از روايان ديگر شنيده بودند و اين راه دراز بقدم شوق مي سپردند تا از سلسله راويان حديث يكي كم شود و سند آن به پيامبر نزديك تر شود و حديث از كسي بشنوند كه از پيامبر شنيده باشد.
مرحوم پاینده پیرامون چگونگی جمع آوری سخنان محمد و علت نامگذاری کتاب می نویسد:
«و من اين مجموعه از حديث شريف پيامبر را ضمن فحص و بحث متون بسالها پرداختم و چيزي از نقد عمر بر آن صرف كردم و در نقد آن به امكان خويش كوشيدم و اگر با همه دقت از آن غفلت كه در نهاد انسان هست حديثي ناسره در اين ميان آمده مشوش نيستم،كه چيزي بعمد بر پيامبر نبسته ام، نقل حديث ديگران با علم به ضعف نكرده ام و هم مجوز ديگري داشته ام كه مجموعه، احاديث حلال و حرام نيست، حديث خير و فضيلت و صلاح و كمال است و ائمه سلف تساهل در اسناد اين گونه احاديث را به اتفاق روا داشته اند كه حديث مشهور ميگويد: هركه شنود، كار خيري ثوابي دارد و به انجام آن بپردازد پاداش آن يابد اگرچه پيامبر نگفته باشد. هسته اين مجموعه در آغاز از ايلاف (جمع) چند اربعين و دو رساله صد كلمه اي پديد آمد (اربعين مجموعه اي است كه محدثان سلف بقصد ادراك ثواب و بهره وري از شفاعت موعود، از چهل حديث معتبر و مسلم مرتب مي كرده و متن آن را به خاطر مي سپرده و بر تكرار و تلقين و تعليم آن مواظبتي دقيق داشته اند) تا آن جا كه من به ضبط آورده ام، مجموعه هاي اربعين از مولفات سلف از اربعين بيشتر است و هم بعضي محدثان برعايت احتياط از بيم آن كه مبادا يك يا چند حديث منقولشان مُسَلّم الصدور نباشد براي اطمينان از حصول ثواب و فيض و شفاعت، مجموعه اي از يكصد حديث فراهم مي كرده اند تا قطعاً چهل حديث مسلم را ضبط كرده باشند.
محمد(ص) در ميان سخنگويان عرب در فصاحت ممتاز و در بلاغت بي همتا بود و اين عجب نيست، زيرا قلب وي محيط الهام بود و گفتار الهي بر زبانش جاري مي شد هر چند اسلوب سخنان وي با گفتار الهي مختلف است. اما در اين جهت با هم اشتراك دارد كه هر دو از دسترس معارضه و تقليد بر كنار است» [4].
بسال 1313 که فراغتی بهشتی داشتم و مایه بیشتر کارهای من ازآن دوران است ، اندیشه تنظیم مجموعه ای از کلمات خیر البشر که موضوع آن فضیلت و اخلاق باشد نه احکام ، در من قوت گرفت و چند اربعین خطی و چاپی و دو مجموعه صد حدیث را بهم پیوستم که پس از حذف مکررات و احادیث احکام که حفظ و ضبط آن، مردم عادی را سودی نیست چیزی کمتر از سیصد حدیث بجا ماند و باقی مانده را به اسناد آن از متون خاصه و اصول عامه عرضه کردم و چند حدیث را که در ترازوی درایت وزنی نداشت رها کردم و مابقی را با ترجمه فارسی بعنوان سخنان محمد (ص)بسال 1316 به چاپ دادم........... مجموعه ما بدین صورت که می بینید بیاری خدا کامل و یا نزدیک به کامل شد و همه یا غالب کلمات محمد که ترغیب خیر و تایید فضیلت و کمال است در یکجا فراهم آمد و معانی آن به قالب فارسی ریخته شدو یک نیمه ازآن به سال 1324بچاپ رسیدو عنوان آنرا به اقتضای شریف رضی که کلمات علی(ع) فراهم کرده بود، نهج الفصاحه کردم که این دو مجموعه بزرگ که یکی از کانون فضیلت محمدی جسته و دیگری از ضمیر پاک شاگرد بی بدل وی تراوش کرده از پی قرآن که یکه تاز بلاغت قرون است چون دو سبق جو[5] در این مضمار[6] پیش و پس می روند و اگر آن نهج بلاغت است این نهج فصاحت است و شایسته مجموعه ای چون این عنوانی جز این نبود. حدیث « انا افصح العرب» اگر متواتر نیست به شیاع از احادیث عادی برتر است و عنوان «افصح»که پیمبربه خویش می دهدکافی است که مجموعه ای از کلمات او را نهج الفصاحه توان نامیدکه: نهج، طریق روشن است و سخنان افصح عرب راه روشن فصاحت است.
هدف از چاپ دو مقدمه:
در پایان باید اضافه نمایم که هدف از چاپ این دو مقدمه ارزشمند توصیه ای است اکید در مطالعه آنها به دانشجویان تاریخ و علوم اسلامی، طلاب حوزه های علمیه وعلاقه مندان به تاریخ اسلام و غور و تفحص در مندرجات ارزشمند آنها، هرچند مطالب آن کم است اما از محتوای فوق العاده ای برخورداراست. مجددا خاطر نشان می سازم که این دو مقدمه حاوی خلاصه ایست از : (علم صرف و نحو، سیره و مغازی ، انساب و رجال، شروع نقل حدیث، راویان راستین احادیث، حکایت جعل حدیث، تشخیص حدیث صحیح از سقیم، بررسی احادیث صحیح به روش شیعیان و نقل اقوال مختلف در چرائی جعل حدیث) که تقدیم به : نویسنده آن حق مطلب را به شایستگی هرچه تمامتر اداءکرده است، که به زعم من آنها را باید دو کتاب بزرگ قلمداد کرد.
چاپهایی که از این کتاب با نامی که آقای پاینده برای آن انتخاب کرده بشرح زیرند.
- سخنان محمد گرد آورنده و مترجم ابو القاسم پاینده انتشارات جاویدان 1316
- نهج الفصاحه = = = = = = 1324
- نهج الفصاحه = = = = = = 1336
- نهج الفصاحه = = = = = = 1361
- نهج الفصاحه = = = = = = 1362
- نهج الفصاحه = = خاتم الانبیاء - اصفهان-1383 تصحیح وتنظیم: عبد الرسول پیمانی- محمد امین شریعت
- نهج الفصاحه = = = = = دنیای دانش 1385
- نهج الفصاحه = = = = = بدرقه جاویدان 1386
- نهج الفصاحه = = پژوهشگاه علوم اسلامی- دانشگاه اصفهان- تحقیق و ترجمه : جعفر دالشاد- نصر اله شاملی؟؟!
- نهج الفصاحه = = = =کلمات قصار پیامبر اسلام- به کوشش علی شیروانی قم – دارالفکر
- نهج الفصاحه = = = حاوی کلمات قصار رسول اکرم - شیخ غلامحسین مجیدی؟؟ !
تقدیم به:
ثواب قرائت چاپ این کتاب را تقدیم میکنم :
اولا، به روح نویسنده (مرحوم پاینده) و سپس به پدر و مادرمرحومم.
تشکر و قدر دانی:
از فرهیخته گرامی: آقای ناصر قاهری و آقای دکتر علی اخضری که در همه موارد همکاری و راهنمائیم کردند صمیمانه سپاسگزاری میکنم.
نجف آباد– فضل الله خلیلی
دیماه / 96
[1] - مطالب این پیشگفتار بیشتر برگرفته از متون دو مقدمه ای است که بر کتاب شریف نهج الفصاحه وعلی ابر مرد تاریخ ، توسط: پاینده نوشته شده.
[2] - ابو القاسم پایده- مقدمه نهج الفصاحه- چاپ اول ص9
[3] - علامه علی اکبر خان دهخدا ، لغت نامه ذیل حرف (ش)
[4] - همه از مقدمه چاپ دوم نهج الفصاحه
[5] - پیشرو
[6] - میدان اسب دوانی